Wednesday, December 27, 2006

شهر نامهربون من تهران

چند روز پیش باد سردی می وزید. کنج دیوار ساختمون یکی از مراکر خرید تهران منتظر تاکسی بودم و از گرمای شیرینی که گرسنگی موقع ناهارم رو آروم می کرد، لذت می بردم اما دیدن گربه ای که از سرما به گوشه ای خزیده بود، غم رو به دلم نشوند. خم شدم و تکه ای از شیرینی رو به حیوون بیچاره دادم. اینقدر گرسنه بود که با سرعت شیرینی رو بلعبد. تکه ای دیگه بهش دادم و اون با ولع اون رو قاپید. وقتی دندون هاش به نوک سرد انگشتهام می خورد، گرسنگی شو بیشتر احساس کردم. آروم وسط پیشونی شو رو نوازش می کردم که سرش رو بالا آورد و با چشمهای مخملی اش بهم نیگا کرد. حس عمیقی تو چشمش بود که قلب منو می لرزوند. به قول کتاب شاهزاده کوچولو اهلی خودش کرد. تاکسی منتظرم بودم. باید می رفتم.اما از وقتی سوار تاکسی شدم تا حالا که چند روز گذشته وقتی یاد نگاش می افتم، دلم از خودخواهی آدمها که زمین خدا رو فقط برای خودشون می خوان، به تنگ می آد. درسته که تو این سرزمین اینقدر آدمها مساله دارن که حتی حرف از حقوق سایر موجودات زنده واسه خیلی ها مسخره به نظر می رسه اما من یکی اعتقاد دارم دفاع از حقوق آدمها به معنای انکار حقوق سایر موجودات مخصوصا حیوانات نیست. تو شهر نامهربون من تهران که بعضی ادعا می کنن شهر اخلاقه، سگ ها رو کشتن چون می گن نجسن. بدون اینکه کلام خدا رو خونده باشن، بدون اینکه بیاد بیارن یار اصحاب کهف که سیصد سال از اونها پاسداری کرد، سگ بود. تو شهر نامهربون من نهران، گربه ها از فاصله سیصد کیلومتری آدمها فرار می کنن. جنازه اونها بعد از تصادف با ماشین ها اینقدر تو خیابون می مونه که با سنگفرش خیابون یکی بشه. تو شهر نامهربون من تهران، گوسفند ها رو به بهانه ذبح اسلامی دست و پا بسته رو زمین مثل فیلم های وسترن می کشن، آب داده و نداده با چاقوی کند گلوشو اینقدر می خراشن تا جونش با هزار درد و عذاب در بیاد. اینها نمی دونن که گوشت حیوونی که به آدمها حلاله اگه با زجر آماده بشه، شهوت و حرص و عذاب می شه. اینها نمی دونن که هزار راه دیگه هم است که هم تکلیف دین رعایت بشه و هم حیوون بیچاره اینقدر عذاب نکشه. مهدی برادرم سالهاست که می خواد کاری واسه حیوونها بکنه اما آدمهای شهر نامهربون من تهران حتی از شنیدن زجرهای حیوانات بیچاره به خنده می افتن و احتمالا به سلامت قلب آدمی که نگران اونهاست، شک می کنن

2 Comments:

At Thursday, December 28, 2006, Anonymous Sassan said...

There are few famous sayings such as: as thief as a cat, as liar as a dog, as fool as a donkey,…..etc. I’ve never seen any cat which actually steals anything (scavenging for food is a survival instinct not a theft act) nor seen any dog which tells a single lie (if they love you they show it and if they don’t they bark and try to bite you, no lies)…

It is bare fact that we don’t love nor respect each other, let alone animals.

 
At Thursday, December 28, 2006, Blogger Sahar said...

You are right

 

Post a Comment

<< Home