Friday, September 14, 2007

اعدام را بس کنید شما را به خدا

موج اعدام ها به بهانه مبارزه با اشرار و اراذل اوج گرفته است. در سال گذشته سازمان عفو بین الملل اعلام کرد که در ایران صد و هفتاد و هفت نفر اعدام شده اند. البته فقط در چند ماه گذشته بیشتر از بیست نفر تحت عنوان اراذل و اوباش اعدام شدند. گذشته از بحث مربوط به اعدام که بعدا مفصلا راجع به آن می نویسم مساله این است که آیا در چهارچوب قوانین حاضر نیز حکم اعدام بر این افراد قابل تسری است در حالی که دادرسی به جرائم آنها پشت درهای بسته بدون دسترسی به وکیل صورت گرفت و احکام اعدام آنها با سرعت صادر و با سرعت نیز اجرا شد. خواندن روایت اعدام شدگان نگرانی از نقض گسترده حقوق بشر را پر رنگ تر می کند مثل اعدام سریع آن سه جوان ساو ه ای که هرگز جرم خود را نپذیرفتند. آنها در حالی به عنوان اراذل و اوباش اعدام می شدند که حتی یک فقره شکایت علیه آنها نبود. بسیاری از این اعدام ها حتی طبق قوانین موجود هم نباید اجرا می‌شد از این جهت مصداق اسراف در قتل است. من هم مثل عمادالدین باقی به سکوت بسیاری از مسئولین در برابر جریان اعدام های اخیر اعتراض می کنم که اگر آنها واکنش نشان می دادند سلیقه های فردی باعث اسراف در قتل نمی شد

3 Comments:

At Thursday, October 04, 2007, Anonymous Anonymous said...

شما که اینقدر مدعی حقوق بشر هستید حتما بزهدیدگان جنایت این افراد را جز بشر بحساب نمی اورید که اصلا از انها نمیگویید آنها هم انسان هستند و چون انسان هستند حق هم دارند آنها حق دارند که وقتی از خانه خارج میشوند احساس امنیت کنند
آنها حق دارند که مورد تجاوز قرار نگیرند نمی دانم تا حالا با خانواده این قربانیان برخورد داشته اید یا نه ولی اگر برخوردی با آنها داشته باشد مسلما اینقدر به این انسانهایی که اکثرا انگل و غیر قابل اصلاح هستند بهانمی دهید باید از بشری حمایت کرد که به حقوق دیگران احترام بگذاردخیلی ببخشید که این حرف را میزنم یک لحظه چشمهای خود را ببندید و تصور کنید برای رسیدن به قراری که با دوست خود دارید از خانه خارج می شوید تاکسی را کرایه میکنید در راه ناگهان احساس خطر میکنید دربهای ماشین قفل میشود و شما در چنگال یک حیوان انسان نما گرفتار شدید و
و و و
بعد از چنین اتفاقی چه تصوری راجع به زندگی دارید یا خانواده شما چه تصوری راجع به زندگی دارد مسلما آنگاه به حقوق ÷ایمال شده خود فکر میکنید و اعدام آن حیوان که چنیدین تن دیگر را نیز به این بلا گرفتار کرده تنها بخش کوچکی از جراحات وارده به بزهدیدگان را جبران میکند.
البته بنده با اعدام هایی که از روی حب و بغض انجام میشود مخالفم ولی نباید برای اینگونه افراد شخصیت انسانی قایل شد و به فکر حقوق از دست رفته آنها بود.
در مورد عدم قبول اتهام در مورد ان جوانان ساو های نیز هیچ مجرمی اتهم خود را تا انجا که ممکن باشد قبول نمی کند.

 
At Sunday, October 07, 2007, Anonymous جهانشاهلو said...

سلام خانم دکتر خوبید شما؟
ایکاش دسترسی به شما داشتم تا پروند هایی را به شما نشان میدادم که مطمئن هستم نمیتوانستید تا اخر انرا از شدت توحشی که اعمال شده مطالعه کنید
وقتی حکم قصاص این افراد صادر میشه این احساس ارامش وجدان که به قاضی دست میده ناشی از چیست ؟
من جواب دختری را که در دوره زنانگی به وی به عنف تجاوز شده بعد شکنجه شده را چی بدم؟
یا پسر بچه ای که بعد از تجاوز سرش بریده شده را چی به پدرش چی بگم
شروری را که جلوی جاده را میگیرد ومردم بی گناه را به تیر بار میبند به بهانه مخالفت با نظام چه کار کنم
بله تو عالم تئوری این حرفها ی شما زیبا است اما در عمل چه من خیلی به تحول حقوقی علاقه دارمودوست دارم باسخ های مرا بدهید واگر بشود اعمال میکنم
در سایت حقوق دکتر حاجی بور مطلبی از فرانسه نقل کردند که قاضی فرانسه مکالمات تلفنی ضبط شده را چون فرد با انگیزه و سوء نیت قبلی ضبط کرده و به نوعی در ارتکاب جرم مثلا توهین به قربانی جرم کمک کرده از عداد دلایل خارج کرده بود
من این استدلال را به کار گرتم و واقعا مورد استقبال قرار گرفت
و دوست دارم از راهنمایی شما به صورت عملی استفاده کنم
موفق باشید

 
At Wednesday, October 10, 2007, Anonymous هم اوا/سجاد نیکنام said...

با درود
وبلاگ هم آوا با مطلبی تحت عنوان بایگانی حقوق بشر بروز شد. منتظر حضور سبز و نظرات آموزنده شما هستم. پیروز باشید

 

Post a Comment

<< Home