Wednesday, April 06, 2005

پنجره شکسته


پنجره شکسته عنوان تئوری است که برای طرح ایده پلیس محلی به کار می رود. تعجب نکنید این مقاله ادامه قصه همیشگی فحشاء است. قرار نیست که در مورد پلیس صحبت کنیم. می خواهم تعبیر پنجره شکسته را برای فحشاء در ایران به کار ببرم. این تئوری بر اساس یک مسال ساده است که اگر پنجره ساختمان شما شکسته باشد و فکری برای آن نکنید این آسیب منشاء ضرر و زیان به کل ساختمان می شود و چه بسا در دراز مدت به خرابی کل ساختمان بیانجامد. در کشور عزیز ما مواردی وجود دارد که مثل آن پنجره شکسته انکار می شود و یا به فراموشی سپرده شده است. فحشاء مصداق خوبی برای این تعبیر در ایران است. ایدز یک مصداق دیگر. در فحشاء و ایدز انکار و تلاش مضاعفی برای فراموشی دردهایی صورت می گیرد که جرات درمان آنرا نداریم
فحشاء تقاضایی بوده است که همواره جامعه مردان مسلط از جامعه نسوان درخواست کرده است. فحشاء کالایی بوده است که مردان خریدار آن بوده اند و زنان فروشندگانی که به جبر فقر و تنهایی در معامله سهیم می شدند ولیکن سهم آنان سرکوب و فراموشی برای همیشه بوده است حتی از طرف مردانی که برای خرید این کالا جان می دهند. می دانیم که هیچ زنی به اختیار فحشاء را به عنوان شغل انتخاب نمی کند. کدام زنی اگر سواد ، شغل و سر پناهی داشته باشد داشتن یک رابطه مستمر را به رابطه ای که هر روز با توهین و اکراه به او تحمیل می شود ترجیح می دهد. فکر کنم این مساله حتی در کشورهایی مثل تایلند که فحشاء نوعی شغل به قول خودمان با کلاس محسوب می شود و حتی پدران آرزو می کنند که دخترشان در هتل گرانقدری به این شغل بپردازند باز برای زنان شاید انتخاب باشد اما انتخاب ارجح نیست. کدام زنی است که بخواهد به جای نوازشهای سرشار از احترام و محبت مورد تجاوز و خشونت قرار بگیرد. مطابق آمار زنانی که از طریق فحشاء امرار معاش می کنند به صورت مستمر در خطر آسیب بدنی و جانی فرار دارند. بسیاری از این زنان از بیماری روانی مثل احساس عدم امنیت و استرس حاد رنج می برند. پلیس و قوه قضاییه حتی در کشورهایی که فحشاء در آنها جرم نیست با جدیت پرونده هایی را که خشونت علیه زنان را گزارش می کند، دنبال نمی کند.( به خاطر همین در بسیاری از کشورها سازمان های غیر دولتی یا حتی گروههای خود جوش زنان فاحشه امنیت جانی آنان را فراهم می کند. باربارا می گفت که دوستانش شماره ماشین مشتریان را ضبط می کنند.) حالا چه برسد به ایران که احتمالا اگر پرونده ایی در این زمینه به نیروی قضایی ارجاع شود و خیلی بخواهد جدی گرفته شود این زن است که دوباره قربانی می شود. من اسم چنین گروهایی را قربانیان همیشگی می گذارم. زنانی که سالها قربانی بوده اند و دوباره جسم آنان به دار زده می شود و اگر خیلی خوش شانس باشند چند سالی در زندان می مانند. توجه به اینکه زن بیچاره از فقر و گرسنگی و بی پناهی به این شغل پناه آورده است. یادتان هست چند سال پیش قصه قتلهای زنجیره ای زنان فاحشه فقیری که در محلات پایین دست مشهد کشته شدند. واقعا واکنش نیروی انتظامی و حتی مردم به کشته شدن قربانیان همیشگی چه بود؟ البته خیلی آسان نیست که نسخه ایرانی برای فحشاء پیچید. مواردی که در کشور ما پنهان می شود یا تلاش برای انکار آن صورت می گیرد معمولا گسترده تر، پیچده تر و عمیق تر هستند. فحشاء از آن دسته است. قصه ای که کسی جرات روایت واقعی آنرا ندارد. از طرفی به عنوان گناهی از سوی زن مطرح شده است نه به عنوان تحمیلی ناشی از سلطه مردانه. برخورد زنان با زنان فاحشه قابل توجه است. برای بسیاری از زنان خوب نفرت همیشگی که با ترس از زنان فاحشه همراه است مبنی بر این تلقی است که فاحشه ها می توانند مردان آنان را بربایند. در واقع تلقی عمومی از بازیگر اصلی قصه فحشاء در ایران زنان بد سیرت هستند که شیر پاک نخورده اند. راههای رویارویی با فحشاء هم مبتنی بر دو طریق روش سنتی زنانه و روش مدرن مردانه است. روش سنتی زنانه شامل مجازات فاحشه ها و یا ریشه کن کردن فحشاء به منظور حفظ خانواده هاست. روش مدرن مردانه به رسمیت شناختن و قانونی کردن فحشاست . معمولا در ایران مردان می گویند که خراب کردن محله جمشید یک اشتباه بود برای اینکه نیاز طبیعی مرد باید پاسخ داده شود و زنان مفتخر هستند که محله فساد بر سر فاحشه ها خراب شد. یا همیشه از خطراتی گفته می شود که از جانب زنانی که از طریق فحشاء امرار معاش می کنند جامعه را مور تهدید قرار می دهد. تقریبا قلب کسی برای این زنان و دردهای آنان نمی تپد. تقریبا برای کسی اهمیت ندارد که هر روز این زنان با درد ، خشونت ، فقر ، توهین ، آزار، بیماری و مرگ دست و پنجه نرم می کنند. با اینکه تعداد فاحشه های رسمی در ایران قابل توجه است ( به نظر می رسد که فحشاء در ایران به دو دسته رسمی و غیر رسمی قابل تقسیم است. فحشای رسمی آن دسته از زنانی را در بر می گیرد که از شغل مستمر آنها فحشاست و فحشای غیر رسمی به زنانی اطلاق می شود که هدف ارتباط آنان با مردان صرفا کسب عایدی یا امتیاز است.) به نظر من طرحهایی مثل خانه عفاف به رسمیت شناختن تسلط مردانه برای برده داری جنسی از زنان فردودست است . این بحت نکاح منقطع هم در خانه های عفاف چیزی جز یک زنای تشریفاتی نیست. تعصب مرا ببخشید نمی توانم قبول کنم مردی که ادعای دینداری اش می شود با خواندن صیغه ازدواج موقت ( که چیزی جز تشریفات عقد نیست) زن بیچاره ای که چاره ای جز فحشاء ندارد را مورد تجاوز قرار دهد. از طرفی نمی توانیم این زنان را فراموش کنیم. نمی شود که همه آنها را دار زد یا زندانی کرد. تا وقتی زنان مورد خشونت قرار می گیرند ، تا وقتی فرصتهای اجتماعی و افتصادی برابری یکسانی با مردان ندارند و تا وقتی نظام اجتماعی برای حمایت از زنان بی پناه وجود ندارد قصه فحشا، ادامه خواهد داشت. قصه ای که کلاغ سیه بخت آن زن بی پناهی است که هرگز به خانه نمی رسد چون سالهاست قربانی شده است

6 Comments:

At Wednesday, April 06, 2005, Anonymous Anonymous said...

I’m sorry but I’m still confused.
First of all let’s be clear about the fact that prostitution has steer up from being dominated by poor desperate hungry women.
Fortunately and / or unfortunately demand of a luxury life has been the driving force behind many new comers to oldest profession in human history.

Another issue which has been claimed in your report is that well-to-do males are demanding thus women are responding. Understanding how the sex market works can be as important a part of a main strategy as an opinion about whether a service is going to increase or decrease in value or size. Creating demands is new market strategy which governs almost all aspects of trading including sex industry. The happy old time which human necessitate was actuator for creating goods and services are well past in the history. The brutal fact is women or girls are now creating demands for their services.

Having said that, do you think we still should consider sex workers as victims of evil men?

 
At Thursday, April 07, 2005, Blogger Sahar said...

All of the things that I wanted to explain are:
1- In Iran we are trying to ignore prostitution.
2- In Iran public opinion is recognizing prostitution as an influence of "bad women" not as a outcome of male dominance.
3- The Islamic penalty for the female prostitutes is against Islamic principle like EZTERAR. I don’t know how I can translate it to English.
4- The current solution which is proposing by the officials or even intellectuals, some how looks like legalization of the prostitution. This idea can motivate more male dominance and motivate sex industry in a traditional society where mostly women are interested in having satiable and respectful relationship not short time relationship for money or pleasure.
5- There should be social protection policy and mechanism to support women and prevent prostitution which is arising from poverty and …

Rasti, may I ask you to introduce your self. The thing that I don’t like in blog’ world is that I can not know people who have great contribution.

 
At Thursday, April 07, 2005, Anonymous Anonymous said...

Hi, Thanks for your respond.
While I do agree with most of the issues you had discussed, I strongly oppose some part of them. The world has changed whether we like it or not. I, like you and most of the people, demand to be safe at home and on the streets. I would like all people to be healthy and free of trouble caused by prostitution. But those hiding and hatred don't help, they make things worse.

In the 1920's, alcohol was made illegal by Prohibition in the USA. The result: Organized Crime. Criminals jumped at the chance to supply the demand for liquor. The streets became battlegrounds. The criminals bought off law enforcement and judges. Adulterated booze blinded and killed people. Civil rights were trampled in the hopeless attempt to keep people from drinking.

When the American people saw what Prohibition was doing to them, they supported its repeal. When they succeeded, most states legalized liquor and the criminal gangs were out of the liquor business.

Today's war on prostitution is a re-run of Prohibition. I don’t know how many people work in the sex industry nor have any idea how many use their services. But surely some punters are occasional, peaceful users of some service who are no threat to anyone. They are not going to stop. The laws don't, and can't, stop them. No matter how the majority of house wives think about them, they won’t stop doing it.

By the way, I’m a student who lives in the UK. Although my expertise is Engineering, I enjoy learn and examine social behaviour, economics and real global politics.

Once again thanks for your comment and Hope to see more good work on your blog.

 
At Sunday, April 10, 2005, Blogger Sahar said...

Hello Anonymous!

I dont know your name, I have to call you Anonymous!

There is a difference between legalization of the prostitution and the prohibition of it. One more point is that why sex industry just promoting men interests? Why is under influence of men? Who has more benefit from this industry? Men or women?

 
At Tuesday, April 12, 2005, Anonymous Sasan said...

Not legalizing somehow means that issue has been prohibited (more or less). Let’s face it; we (worldwide I mean) have lost contact with reality not only in prostitution but also in so many other social dilemmas. However, no less weird is the war against drugs. This war has been over for God knows how many years, and we have lost. But we continue to fight in the belief that the war still goes on and can yet be won. What we need are new policies that will reduce the harm which misuse of sex, drugs, etc... would cause to individuals, families, and society.

In the respect to your second point of view, I should point out that not only sex industry but almost every other businesses, trades and companies are under influence of men. Please do bear in mind that I’m not approving/defending or disapproving it. It is just the way it is. Although women are catching up faster than they appear, however there is a long way for them to influence genuine policy makers on the top. Sadly, those few who have made it to the top, almost seek the same interest as their male counterparts. Do you really believe if it was under influence of women, those poor prostitutes would have life or medical insurance?


At the end, I don’t think I would be able to answer your last question. Who can say who benefits more of a trade? As long as a trade has been done fairly and just, both parties would be benefited. I do apologize if I use such harsh words to describe the relationship between both sexes. I merely believe that the deriving force behind this industry has the same nature of every other successful long term businesses, which are human need and enough commodities to supply.

By the way, my name is Sasan.

 
At Sunday, May 01, 2005, Blogger Sahar said...

Sasan ,
Sorry for delay in responding you. I’m challenging with my exam. By the way my email address in smaranlou@hotmail.com write me when you are finding a new idea or social consideration.

 

Post a Comment

<< Home