Thursday, June 18, 2009

بدون تیتر

این روزها من هم مثل بسیاری از هموطنانم نگرانم. از اینکه هر روز شهرم تهران را در اخبار ببینم در حالی که جمعیت زیادی در خیابان ها شعار می دهند لذتی نمی برم. من دوست ندارم تصویر ایران را در رسانه های خارجی وقتی مردم را پلاکارد به دست نشان می دهند . من از اینکه در این آوردگاه خونی به گناه یا غیر گناه ریخته شود می ترسم. از اینکه با گذاشتن اسم شهید بر جان از دست رفته جوانی که می توانست زندگی بخش باشد جان دادنش را برای اهداف سیاسی مقدس می کنند می ترسم. به نظرم هیچ چیزی نمی تواند زشتی کشته شدن فرد بیگناهی را مقدس کند. از اینکه تسویه حساب ها و کینه های تاریخی دامن همه مردم را بگیرد می ترسم. از اینکه کشورمان بین خودی ها و غیر خودی ها یا سبزها و غیر سبزها یا شهر نشین ها و روستایی نشین ها یا احمدی نژادی ها و موسوی ها و کروبی ها و رضایی ها و رفسنجانی ها تقسیم شود واقعا می ترسم.از ترس نوشتن برای سبکی دل نیست بلکه برای اینکه اگر خواننده ای به این دفتر سر می زند از دریچه دیگری به وقایع اخیر نگاه کند

در ابتدا بگویم حتی اگر انتخابات باطل شود تسویه حساب ها ادامه خواهد داشت و این مردم هستند که پرداخت کنندگان واقعی هزینه های سنگین جدال هستند. من از خودم می پرسم چه گزینه ای می تواند نتیجه کم هزینه تر این وضعیت باشد. خوب انتخابات باطل شود و دوباره انتخابات برگزار شود و موسوی رای بیاورد آن وقت مطمئن هستم طرفداران احمدی نژاد اعتراض می کنند که در انتخابات تقلب شده است یا شکل اعتراض خود را به نحوه دیگری عوض می کنند. نمی شود هم به خواست مردمی که اعتراض می کنند بی تفاوت بود. حتی اگر باور کنیم چند میلیون بالا شهر نشین و یا شهر بزرگ نشین هستند باز هم به ادعای وزارت کشور بیشتر از سیزده میلیون نفر به موسوی رای داده اند و حالا باور دارند که تقلب شده است و این نگرانی تفلب از دامنه گروه طرفداران موسوی و کروبی فراتر رفته است به یک گفنگوی اجتماعی مبدل شده است.سئوال اصلی من این است که چگونه می توان بحران امروز در کشور را با یک ساز و کار دموکراتیک حل کرد که هم اعتماد و احساسات مردم آسیب نبیند و هم دامنه تسویه حساب های بین جناحی به سال های بعد نکشد. من واقعا نمی دانم و نمی پسندم هم کسانی که ذوق نظریه پردازی اشان هم در این شرایط گل کرده است برای اینکه تا به حال وب سایت های زیادی را خوانده ام از مخالفین غربت نشین تا طرفداران کاندیداها و بسیجی ها و ... تحلیلی متفاوت که هم کارشناسی باشد و هم از منظر عمل گرایی بتواند به کاهش درد مردمان کمک کند نیافتم. واقعا نمی دانم اما می دانم که یک کشور مان به لحاظ سیاسی و فرهنگی و اقتصادی تاب تغییر شرایط موجود حتی اگر برگزاری یک انتخابات دیگر باشد را ندارد. دوم اینکه مهمترین استراتژی به نظرم در این روزها کمک به درک مشترک بین گروه های سیاسی و مردمی برای حفظ منافع ملی کشورست ضرورتش هم نگاهی به کشورهای همسایه است. اول افعانستان و عراق بود حالا پاکستان هم به آن اضافه شده است. سوم اینکه نیروهای نظامی و امنیتی و خصوصا ورزات کشور باید امنیت تظاهر کنندگان را فراهم کنند. حفظ جان شهروندان مسئولیت مثبت و ایجابی دولت هاست که جای کوتاهی ندارد. چهارم اینکه حق اجتماعات مسالمت آمیز در قانون اساسی ما به رسمیت شناخته شده است. در حقوق و رویه اسلامی هم مورد تایید قرار گرفته است. وزارت کشور و نیروی انتظامی می توانند این روزها با رسمیت شناختن این حق و تامین امنیت و آرامش و بهره مندی از این حق به اعتماد سازی بین مردم کمک کنند. پنجم اینکه حضور مردم حتی از سر اعتراض یک نشانه مثبت مشارکت آنها در کشورشان است. خصوصا اعتراضات اخیر که حداقل از جانب مردم نحوه تظلم خواهی دارد. آنهایی که ادبیات سیاسی کشور را تولید می کنند و یا آنهایی که این روزها مسئولیت های امنیتی به عهده دارند مواظب باشند چهره گروهی که در خیابان ها هستند را از مردمی که اعتراضشان را راهی قانونی برای مشارکت در کشورشان می دانند را به ضد انقلابی و معاند و جاسوس و غیره عوض نکنند که این امر آتش بی ثباتی را بیشتر دامن می زند و آخر اینکه همه مواظب باشیم دامنه خشم و هیجانمان آنقدر تحملمان را کم نکند که حتی نتوانیم صدای مخالف را بشنویم. دعا کنیم کشورمان در آرامش و ثبات و درک مشترک مسیر اصلاحات و توسعه را طی کند نه با خشم و هیجان و گاز اشک آور و اختلاف بین مردم و گرو ه های سیاسی

17 Comments:

At Thursday, June 18, 2009, Anonymous شهرام said...

سلام خانم سحر من از لینک درباره کیان به این صفحه اومدم اول به این نگاهت که بحث کاهش اسیبهای اجتماعی این درگیریه حق میدم واحترام میذارم
دوم به این مساله اشاره میکنم که انقلاب مخملین روش بدی برای ایجاد گسست بین یک ملت وقوم هست که توسط همان بنیادها(سوروس)طراحی میشه و در هر کشوری توسط یک سری افراد داخل اون کشور اجرا میشه
سوم اشاره داشتی که سوروس را نمیشتاختی من میخوام اشاره کنم عوامل پشتپرده این انقلاب مخملین در ایران اگر ناشناخته باشند اما الان معلوم میشه که چه کسانی دارند این گسست را تقویت میکنند
چهارم فکر میکنید بهای این گسست و فروپاشی اعتماد عمومی چقدره و کی باید توان اونو جز مردم بده

 
At Friday, June 19, 2009, Blogger Steve said...

very interesting indeed!!
I don't think we should be worried about the 30% minority who vote for Ahmadinejad. I don't remember a single complain from the people who voted for "Nateghe Noori" because it was obvious that Khatami won by big margin. The situation is similar to 12 yrs ago. so for us to say that if mousavi wins (which I believe he will by big margin) then we still have people protesting from the other side is not fair.

 
At Friday, June 19, 2009, Blogger Steve said...

Freedom and democracy doesn't come free. playing safe and letting the pure dictatorship rules your country might seem peaceful but what "peace-loving" people don't realize is that people will suffer a lot more in long-term. Also if people in Iran cave and go home now, I'm afraid there will be many bloody uprising in the future.
This is a unique opportunity now because of a big split in power between the IR founders and people should support the moderate party who are more likely to move Iran towards peace, democracy and rationalism.

 
At Friday, June 19, 2009, Anonymous فاطمه said...

سحر عزیز من نگرانیت رو درک می کنم.چون خودم حتی برای این اوضاع و برای جوونهایی که بیگناه کشته شدند گریه هم کردم.ولی خوشبختانه بعد از روز دوشنبه که با درگیری تمام شد اجتماعات مردم سازماندهی شدند.البته توسط خود مردم.و سه اجتماع چند صد هزار نفری تو شهر تشکیل شد بدون هیچ برخورد و آسیبی.خود من تو همشون شرکت داشتم. راستش لذت می برم که میبینم مردم پیرو جوون میان واسه دفاع از رای شون.این اولین بار که ایرانی ها اینقدر منجسم شده اند و این خیلی زیباست چون بدون هیچ اطلاع رسانی مردم جمع می شن.کشته شدن پدیده ناراحت کننده ایست و تنها چیزی که مقدسش می کنه اینه که آدم واسه دفاع از شعورش کشته بشه.امیدوارم این اجتماعات ساکت ولی پر شور ادامه پیدا کنه تا شاید بتونیم به حقمون برسیم

 
At Friday, June 19, 2009, Anonymous فاطمه said...

در مورد اون قسمت که گفتی اگر موسوی پیروز بشه طرفداران احمدی اعتراض می کنن،طرفداران احمدی به چی می خوان اعتراض کنن؟می خوان بگن وزارت کشور خودمون به نفع موسوی کار کرده؟یا شورای نگهبان که باز از خودشونه؟اگر موسوی پیروز می شد اونا جرات هیچ اعتراضی نداشتند چون اول از همه خودشون زیر سوال می رفتند!

 
At Friday, June 19, 2009, Anonymous Sasan said...

Thanks God someone finally said something meaningful. Your post is very well balanced and shows you are mature enough to think straight. What is happening in Iran these days is the eruption of both testosterone and treason. It has nothing to do with logic, law, freedom, justice or better future. May God save us from our (Khale Kherse) friends and give us strength to defend against our sneaky enemies. My apologies in advance if anyone is offended.

 
At Friday, June 19, 2009, Anonymous Saeed said...

Man mamoolan harfamo roko sarih mizanam ahamiati ham nadare kasy narahat beshe ya na ke az ghadim goftan harfe hagh talkh ast. Ba
Sahar movafegham va har Irany asili emrooz negarane inke ozae mamlekat beham narize va faghat khaenhai mesle Mousaviha va Rafsanjaniha hastan ke daran lezat mibaran chon daran ghodrat namai mikonan. vaghty ke migam Mousaviha manzooram tamame mardomi hast ke agah ya na-agah khibanhaye shahro eshghal karde va alanan be hagho hoghoghe mardome digar tajavoz mikonan. agar agahi daran bayad befahmand ke hamin aghaye Mousavi kasy bood ke sahme besiar bozorgy dar enghelabe tahmili eslami dasht va dar kenare Rafsanjani va digar aghayane khaene forsat talab doosh be doosh mamlekat ra be in rooz resandan. agar ham agahi nadarand pas be ghole ostade bozorgeman Saadi: "zaban borideh be konji neshaste sommon'bokm beh az anke nabashad zabanash andar hokm". pas che mifahmand che nemifahmand dar hardo soorat daran daman mizanan be gostareshe harjomarj dar jamee va hich tojihi ham nadarad nadard. rahe hal besiar sadast, magar inke befahmand dar eshtabahand va be khane beravand ya tavasote haman sistemy ke aghaye Mousavi va Rafsanjani dar sale 1357 bonyan gozary kardand sarkoob shavand! dar har hal omidvarim ke daste khaenine dakheli va khareji az Iran kootah bad.

 
At Friday, June 19, 2009, Anonymous fatemeh said...

harf haye doostan ham manteghi hast.vali hich kas rahe hal dorost erae nemide.hame midonan ke taghalob to entekhabat ashkar anjam shode.amari ke vezarate keshvar erae dade por az eshtebahe.ke maloome dast kari shode hast. dige alan baraye mardom hemayat az mosavi nist balke az inke be shooreshon tohin shode narahat hastand. hade aghal baraye khode man hamintore.vaghti daram gozareshate takhalofe vasi ro mibinam chetor mitonam labkhand bezanam va khoshhal az entekhabe ahmadi nejad?mage mishe? Ahmadi nejadi ke khodesh shoroo konandeye in ashob ha boode.man be cheshm didam az fardaye on monazeye kazaee lahne mardon avaz shod.hame jarih shodan va montazere ye enfejar.pas moghasere hameye in ashob ha khode AN hast na mosavi.alan ma daste rafsanjani ro ro shode mibinim vali door nist zamani ke daste khode AN ham ro mishe.ke albate hast.

 
At Friday, June 19, 2009, Anonymous fatemeh said...

harf haye doostan ham manteghi hast.vali hich kas rahe hal dorost erae nemide.hame midonan ke taghalob to entekhabat ashkar anjam shode.amari ke vezarate keshvar erae dade por az eshtebahe.ke maloome dast kari shode hast. dige alan baraye mardom hemayat az mosavi nist balke az inke be shooreshon tohin shode narahat hastand. hade aghal baraye khode man hamintore.vaghti daram gozareshate takhalofe vasi ro mibinam chetor mitonam labkhand bezanam va khoshhal az entekhabe ahmadi nejad?mage mishe? Ahmadi nejadi ke khodesh shoroo konandeye in ashob ha boode.man be cheshm didam az fardaye on monazeye kazaee lahne mardon avaz shod.hame jarih shodan va montazere ye enfejar.pas moghasere hameye in ashob ha khode AN hast na mosavi.alan ma daste rafsanjani ro ro shode mibinim vali door nist zamani ke daste khode AN ham ro mishe.ke albate hast.

 
At Friday, June 19, 2009, Anonymous fatemeh said...

yani vaghean rahe hal dorost ine ke beshinim to khone va hichi nagim?in ye soale jeddi hast va doost daram yeki javab bede.man jave iran ro to 2-3 bad az ntekhabat doost nadashtam vali alan hame chiz aroom shode.va mardom yad gereftan chetor be motalebateshon beresa.sahar joon shoma ke behtar ghanoon ro mishnasi.rahpeymaee haye alan tebghe asle 27 ghanoone asasi hast.be onvane kasi ke 27 sal to in mamlekat zendegi mikonam ayande keshvaram baram moheme.chon hich kas be andazeye ma ke inja zendegi mikonim dar maraze moshkelate nashi az modiriat haye ahmaghaneye AN asib nemibine.pas hagh darim az shooremon defa konim va tajamoate ghanooni dashte bashim.vali bazam age rahe hale behrati hast khoshhal misham kasi bege.

 
At Friday, June 19, 2009, Anonymous Saeed said...

In chand rooz yek meghdary ziady vaght gozashtam roo in ghaziye vali khodaro shokr daram mibinam ke digeh sedahaye kazai, bi hadaf, va bi mantegh dare kam kam be bi-mohtavai khodesh pey mibare. faghat ino begam ke daghighan in harfha tekrare harfhaye javanane be estelah tahsil kardeye salhaye 57 hast ke migoftan "be shoore ma va be hoghoghe ensani ma tohin shode"! lotfan beravid va archive jariyanate enghelab ra ke in roozha hame ja dar rasaneha hast bebinid va harfaha va karhaye khdetoon ro ba onha moghayese konid. Mohem nist ke hadafet chi hast agar donbale sare yek jamiaty rah miravi ke hame mohre sabz be khodeshon zadan nemitoni begy man hadafam hemayat az shakhse khasi nist. chand sad hezar nafar be nesbat morafah ke in roozha bikary khod ra ba raftan be khiabanha por mikonand dalile bar tasmim giry baraye jameye hododan 70 millioni Iran nist. va faghat be nabesamaniha komak mikonad. In mazloom baziha dar Iran hamishe tekrar shode va neshaneye zafe aghlani hast. hamin etefagh dar entekhabate Amrica beine Bush va Gore oftad va sadha hezar nafar motaghed boodand ke taghalob shode vali hich kas inghadr mazloom namai nakard. hamishe yek edeh khoshhaland yek edeh narazi va toye in ghaziye ham sabet shode alan zaheran bishtare naraziha hamon gheshre morafah ya nime morafahe Tehrani hastand ke bayad vaghte ezafeye khod ra dar khiabanha parse bezanand ya be tajamoate kazai dast bezanand.

 
At Friday, June 19, 2009, Anonymous fatemeh said...

nazare har kas baraye khodesh mohtaram hast.vali khobe ke yad begirim be hich gheshri tohin nakonim.hamoontor ke sahar jan goftand in ejtemaat ghanooni hast va "kazaee" namidane ona nemidonam che mani mide.be har hal,goftam nazare har kas barey khodesh mohtarame.va inke ta kasi beyne mardoom nabashe nemitone nazar bede.ta nabine che darsadi az sherkat konande ha adamye 40 sal be bala hastand na javoon haye jav gir shode,ta nabine bishtar az 50% adam haee hastan ke az sare kar khaste va parishon omadan rahpeymaee nemiton bege ke hame az sare bi kari mian rahpeymaee!!! shayad age manam beyne mardom neboodam alan intor nazar nemidadam.be har hal merci sahar jan.

 
At Friday, June 19, 2009, Anonymous fatemeh said...

dar zemn man tadarfadre mosavi boodam va hastam. manzooram in bood ke alan shakhse moosavi mohem nist,mohem tohinie ke be ray mardom shode va etemadie ke az melat salb shode. vagarna ishon hanooz aziz hastan.makhsosan vaghti dar maghame moghayese ba Ahmadi Nejad gharar migiran.

 
At Sunday, June 21, 2009, Blogger Sahar Maranlou said...

در پاسخ آقای شهرام...باور دارم که ایران گرجستان نیست که بنیادی مثل سوروس بتواند به هرج و مرجش بکشد. اتفاقا اگر نماز جمعه این هقته را نگاه کرده باشید می بینید که این حرف که ایران گرجستان نیست با زبان رهبر کشور نیز ادا شد. من واقعا نمی دانم واقعا چه خبر است و چه پیش می آید اما با صحبت شما موافقم که این مردم هستند که هزینه های واقعی را می دهند. خون آنها ریخته می شود و ترس را با رگ و خون درک می کنند. خدا به مردم و کشور رحم کند!

 
At Sunday, June 21, 2009, Blogger Sahar Maranlou said...

در جواب فاطمه من هم واقعا نمی دانم مردم باید چه کار کنند اما نمی پسندم که مردم برای جنگ قدرتی که همیشه بوده اما الان رو شده هزینه های سنگین بدهند. از طرفی انتخابات آزاد و عزت یک حرفی است. خشونت و جنگ و نا آرامی یک مساله دیگر. ایران کشور پیچیده ای است اگر خدای ناکرده این اعتراض به انتخابات شکل دیگری بگیرد آن وقت وضعیت برای همه سخت تر می شود. به نظرم اولین مساله اصلاحات صلح و آرامش است و هیچ وقت صلح با خشونت به دست نیامده است. حتی اگر مردم آرام باشند گروهی هستند که ارام نیستند. آنها وضع را به هرج و مرج می کشند که بگویند اینها تقصیر اعتراض کنندگان است. مردم باید عاقل باشند و از راه دیگری که کم هزینه تر است اعتراض کنند. آشوب به نفع کسی نیست. من که خیلی نگرانم.خدا به همه ما رحم کند.

 
At Sunday, June 21, 2009, Blogger Sahar Maranlou said...

در جواب سعید باید بگم که من هم قبول دارم که ریختن به خیابان یعنی هدر دادن اعتماد مردم در دراز مدت. با تمام حرف های تو موافقم اما این فرض تو رو قبول ندارم که معتقدی اینها که رای نیاوردن دارن جر می زنن یا مظلوم نمایی می کنن. به نطرم شاید اینها کمی اغراق کنن اما قطعا همه اون چیزهایی که می گن فصه بافی نیست. همینه که می گم اعتماد سازی بین مردم مهمه. مردم باید بدون واقعا رای شون پاسداری شده اما راه این دونستنشون قطعا خشونت و کشته شدن نیست باید راه ارووم دیگه ای هم باشه که به عقل من قطع نمی ده....

 
At Sunday, June 21, 2009, Anonymous سهراب said...

انتخاب بين بد و بدتر بود
بين احمدي نژاد و موسوي
قبول دارم كه موسوي هم از همين قمش
ولي اين ساده انگاري كه فكر كنيم الن اعتراض به احمدي نژاد و يا اينكه مردم طرفدار موسوي هستن...
موسوي يه بهانس و اعتراض مردم ، در واقع فرياد در گلو مانده سالهاي خفقان هستش

 

Post a Comment

<< Home